Icon1

امتیاز کاربران

ستاره فعالستاره فعالستاره فعالستاره فعالستاره فعال
 

طراحی چیست

طراحي چيست؟

بسياري از مردم تصور مي کنند طراحي کوششي براي زيبا کردن ظاهر اشيا است. مسلما زيبا سازي يکي از جنبه هاي طراحي است، نه تمام آن. به اطرافتان نگاه کنيد، طراحي فقط تزيين نيست. يک صندلي خوش طرح، نه تنها ظاهري زيبا بلکه ايستايي مناسبي نيز دارد و موجب آسايش کسي است که بر آن مي نشيند. علاوه بر اين، صندلي بايد مطمئن و کاملا محکم، توليد آن نسبتا اقتصادي و بسته بندي و حمل آن نيز آسان باشد. البته کاربرد مناسبي هم داشته باشد: صندلي پشت ميز کار، صندلي راحتي، صندلي غذاخوري و ...

طراحي فرايند هدفمند آفرينش بصري است و بر خلاف نقاشي و مجسمه سازي، که حاصل تحقق تصور و روياهاي شخصي هنرمند است، نيازهاي کاربردي را برطرف مي کند. يک طراح گرافيکي، در مقابل چشمان عموم قرار مي گيرد و پيام از پيش مشخص شده اي را انتقال مي دهد. هر فراورده صنعتي نيز بايد احتياج مصرف کننده را برطرف کند. به طور کل طرح خوب يعني بيان بصري جوهر «هر چيز» به بهترين شکل ممکن، خواه آن چيز يک پيام باشد يا يک فراورده. طراح براي انجام درست و موثر اين کار بايد بهترين راه ممکن را براي شکل دهي، ساخت، توزيع، استفاده از شيء و ارتباط آن با دنياي اطراف بيابد. ساخته او بايد در عين زيبايي و کاربردي بودن، نشان دهنده سليقه حاکم بر زمان خود باشد يا بر آن تاثير بگذارد.

زبان بصري

طراحي فعاليتي عملي مي باشد و طراح فردي اهل عمل است ولي بايد پيش از پرداختن به مشکلات و مسائل عملي، به يک زبان بصري مسلط باشد.

زبان بصري پايه آفرينش در طراحي است. طراح، جدا از جنبه کاربردي طراحي، بايد اصول، قوانين و مفاهيم مربوط به سازماندهي بصري طرح را نيز در نظر بگيرد. او مي تواند بدون شناخت آگاهانه اين اصول، قوانين و مفاهيم نيز کار کند، زيرا ذوق شخصي و حساسيت او به روابط بصري، بسيار مهم تر است. اما بي ترديد درک عميق اين اصول در بالاترين قابليت هاي سازمان دهي بصري او موثر است.

تفسير زبان بصري

زبان بصري از راه هاي مختلف، قابل تفسير است. اين زبان بر خلاف زبان گفتاري يا نوشتاري، که قوانين کم و بيش ثابت و شکل گرفته اي دارد، داراي قوانين قطعي نيست و هر نظريه پرداز طراحي، احتمالا برداشتي کاملا متفاوت با سايرين دارد.

عناصر طراحي

الف)عناصر ذهني ب)عناصر بصري ج)عناصر ارتباطي د)عناصر کاربردي

عناصر ذهني

عناصر ذهني ديده نمي شوند، زيرا در واقع وجود ندارند. مثلا احساس مي کنيم در گوشه شکلي، نقطه اي وجود دارد، خطي دور شيئي را مشخص مي کند يا سطوحي، حجمي را احاطه و آن حجم، فضايي را اشغال کرده است. اين نقاط، خطوط، سطوح و احجام واقعا وجود ندارند. اگر وجود داشته باشند، واقعا ذهني نيستند.

نقطه: نقطه موقعيت را نشان مي دهد. طول و عرض ندارد و فضايي را اشغال نمي کند. نقطه نشان دهنده ابتدا و انتهاي يک خط و محل تلاقي يا تقاطع دو خط است.

خط:از حرکت نقطه، خط به وجود مي آيد. خط طول دارد اما عرض ندارد؛ موقعيت و جهت دارد و به وسيله نقاط محدود شده است. خط، مرز يک سطح را نشان مي دهد.

سطح: مسير حرکت يک خط (در امتدادي غير از امتداد اصلي خط) سطح را به وجود مي آورد. سطح، طول و عرض دارد اما ضخامت ندارد؛ موقعيت و جهت دارد و به وسيله خطوط محدود مي شود. به طور کل مي توان گفت که سطح، مرز هاي بيروني يک حجم را مشخص مي کند.

حجم: مسير حرکت يک سطح (در جهتي غير از امتداد اصلي سطح) حجم را به وجود مي آورد. حجم در فضاست و به وسيله چند سطح محدود مي شود. در طرح هاي دو بعدي، حجم غير واقعي است.

عناصر بصري

زماني که شکلي روي کاغذ مي کشيم، از يک خط قابل ديدن براي نمايش يک خط ذهني استفاده مي کنيم. اين خط مرئي هم طول دارد و هم عرض. رنگ و بافت آن را نيز، مواد و چگونگي استفاده از آن ها تعيين مي کند. بنابراين با مرئي شدن عناصر ذهني، آن ها داراي شکل، اندازه و بافت مي شوند. عناصر بصري را مهم ترين قسمت هر طرح مي دانند، زيرا آن چه که در واقعيت مي بينيم هستند.

شکل: هر چيز که ديده می شود، شکلي دارد که عامل عمده شناسايي در ذهن ماست.

اندازه: همه شکل ها اندازه دارند. از نظر بزرگي و کوچکي اندازه ها نسبي است، اما به طور کل، قابل اندازه گيري است.

رنگ: رنگ باعث تشخيص شکل از محيط اطراف مي شود. رنگ در اينجا به مفهوم وسيع کلمه به کار مي رود و نه تنها تمام پرده هاي طيف رنگ، بلکه رنگ هاي خنثي (سياه و سفيد و واسطه هاي خاکستري) و همه انواع رنگمايه ها و فام ها را نيز در بر مي گيرد. (برای آگاهی از تاثیر رنگ ها در طراحی گرافیک، توصیه می شود مقاله تاثیر رنگ ها در طراحی گرافیک را از اینجا مطالعه نمایید)

بافت:بافت مشخصات سطح شکل را نشان مي دهد و انواع ساده يا نقش دار، نرم يا زبر دارد. گاه لمس کردن بافت نيز مانند ديدنش دلپذير است.

عناصر ارتباطي

عناصر ارتباطي موقعيت شکل ها را در طرح و ارتباط آن ها با يکديگر مشخص مي کند. بعضي از اين عناصر را مانند جهت و موقعيت، بايد درک و بعضي ديگر را مانند فضا و جاذبه، مي توان حس کرد.

جهت: جهت هر شکل به چگونگي ارتباط آن با بيننده، چهارچوب آن يا ساير شکل هاي مجاور بستگي دارد.

موقعيت: موقعيت شکل به ارتباط آن با چهارچوب يا ساختار طرح، وابسته است.

فضا: شکل هر اندازه، حتي بسيار کوچک هم باشد، فضا را اشغال مي کند. پس فضا يا خالي است يا اشغال شده است. همچنين فضا مي تواند مسطح باشد و به صورت مجازي عمق را نشان دهد.

جاذبه: جاذبه احساسي رواني است نه بصري؛ از آنجا که جاذبه زمين ما را به سمت خود مي کشد، ما نيز صفت هاي سنگيني يا سبکي، پايداري يا ناپايداري را به شکل هاي واحد يا مجموعه آن ها نسبت مي دهيم.

عناصر عملي

عناصر عملي در بطن محتوا و گستره طرح قرار گرفته اند و بحث در مورد آن ها، در این مقوله نمي گنجد، اما اشاره کوچکي به آن مي کنيم:

بازنمايي:شکلي که از طبيعت يا دنياي ساخته شده دست بشر سرچشمه گرفته باشد، شکلي بازنمايي شده است. اين بازنمايي ممکن است واقع گرايانه، ساده گرايانه يا کم و بيش انتزاعي باشد.

معنا: اگر طرح پيامي را انتقال دهد، معنا دارد.

کاربرد: اگر طرح وسيله اي براي رسيدن به هدفي باشد، کاربرد پيدا مي کند.

چهارچوب مرجع

معمولا همه عناصري که شرح داده شد در محدوده اي قرار مي گيرند که آن را کادر يا محدوده طرح مي ناميم. اين چهارچوب، مرزهاي بيروني طرح، محدوده در برگيرنده عناصر بصري و در صورت وجود، فضاي خالي مانده را مشخص مي کند. لزومي ندارد که چهارچوب حتما به شکل يک چهارچوب باشد. اگر واقعا چهارچوبي وجود داشته باشد، بايد آن را جزئي از طرح دانست. عناصر بصري در چهارچوب مرئي را نبايد ناديده گرفت. در صورت عدم وجود قاب مرئي، لبه هاي پوستر، صفحه مجله، سطوح مختلف يک بسته و ... همه چهارچوب هايي براي طرح مربوط به خود به حساب مي آيند.

چهارچوب طرح معمولا مستطيل است اما به هر شکل ديگري نيز مي تواند باشد. خط برش صفحه چاپي، چهارچوبي براي طرح روي صفحه محسوب مي شود.

سطح تصوير

سطح تصوير در داخل چهارچوب مرجع قرار گرفته است و در واقع، سطح صفحه کاغذ يا هر صفحه ديگري است که طرح روي آن کشيده مي شود. شکل مستقيما روي سطح تصوير، نقاشي يا چاپ مي شود، اما به دليل خطاي ديد، بالا، پايين يا ناموازي با آن به نظر مي رسد.

فرم و ساختار

با ترکيب همه عناصر بصري، فرم به وجود مي آيد. در زبان بصري، فرم موضوع اصلي قابل بررسي است. در اينجا فرم، تنها يک شکل مرئي نيست، بلکه شکلي است با اندازه، رنگ و بافتي مشخص.

چگونگي شکل گيري، ساخته شدن و هماهنگي با ساير فرم ها، معمولا بر اساس نظم مشخصي است که آن را ساختار مي ناميم. بررسي ساختار، که شامل عناصر ارتباطي نيز مي شود، براي ما ضروري است.

طراحی چیست؟ | عناصر طراحی | فرم و ساختار | طراحی و چاپ صدبرگ - 5.0 out of 5 based on 1 vote